بروشورو کیتابیمین آراسیندان چیخاردیب دوکتوره سایی توتورام. تعجوبله باخیر، من قضییه سین آیدین لادیرام.
اونو اوخوماق قوولون آلیرام و اؤزومله دئییرم گلن گوروشده ایمضا وئره جک می؟
اینتیظار اوتاغینا قئییدیرم. مامام گوز ائله ییر کی بوشلویام! مامامی بوشلویورام! دفترچه نی یانیمدا کی خانیما وئریرم. آدینا باخیر: "تاثیر قوانین در زندگی زنان"
بوروشورو وئریر الیمه: گل قیزیم ، 10 ایل دی طلاق آلماق دالیسیجایام. بو قوانینین هامیسینا تانیشام...
باشلاییر دانیشماقا و من بیر سئری ده وطن قادینلاریمین دردلرین دینله ییرم... موشترک و تیکراری دردلر.
بیله سیندن ایسته ییرم بیانیه نی ایمضالیا. خسته دیر و اومودسوز.
بو خارابا شهرده هئچ سوز ائشیدن یوخ می؟
بو خارابا شهرده، بو یارالی قادین لاری باغرینا سیخان یوخ می؟
اؤزومدن اوتانیرام...
+
نوشته شده در شنبه 16 آبان1388ساعت 20:8 توسط قادین
|
هیات قضایی: با کروبی برخورد شود؛ صادق لاریجانی: موافقم
فرشته قاضي
یک روز پس از آنکه آیت الله خامنه ای، معترضان به انتخابات را با خوارج مقایسه کرد، هیات سه نفره قوه قضائیه برای رسیدگی به وقایع بعد از انتخابات، مدارک مهدی کروبی، نامزد معترض به انتخابات 22 خرداد را جعلی خواند و رئیس اسبق مجلس را متهم به انحراف افکار عمومی کرد.
گزارش هیات سه نفره دستگاه قضایی در حالی ساعت 15:03 دقیقه روز گذشته منتشر شد که روزنامه کیهان در شماره صبح روز گذشته خود که جمعه شب روی اینترنت قرار گرفت، در مطلبی با عنوان "موج رسوایی دروغ گویان و سندسازان در گزارش ویژه کیهان"، بخش هایی از این گزارش را منتشر کرده بود. چند روز پس از پلمپ دفاتر مهدی کروبی و حزب اعتماد ملی و توقیف اسناد او و همزمان، درخواست ائمه جماعات برخی شهرها مبنی بر بازداشت میر حسین موسوی و مهدی کروبی، به عقیده بسیاری از تحلیل گران احتمال برخورد با این نامزد معترض و میرحسین موسوی، دیگر نامزد معترض انتخابات 22 افزایش یافته است.
در این میان آنچه بیش از پیش بر نگرانی افکار عمومی دامن زده نوع برخورد دستگاه قضا با کسانی است که در زندان ها مورد تجاوز و آزار جنسی قرار گرفته اند و هیات قضایی را رد کردن این مساله، آنان را متهم به مباشرت در نشر اکاذیب و انحراف افکار عمومی کرده است.
اسناد مهدی کروبی را جعلی اعلام کردند
هیات سه نفره قوه قضائیه برای رسیدگی به وقایع بعد از انتخابات، روز گذشته با انتشار گزارشی خطاب به صادق لاریجانی، مدعی شد که مهدی کروبی در جلسه با آنها نتوانسته ادعاهای خود در مورد تجاوزها را ثابت کند.
این هیات با بیان اینکه ادعای مهدی کروبی به نقل از اطرافیان خود یا میرحسین موسوی عاری از حقیقت بوده، نوشته است: هيچگونه مدركي دال بر تجاوز جنسي به افراد مورد ادعاي آقاي كروبي وجود نداشته و ادعاهاي مطرح شده بدون مستند و عاري از حقيقت ميباشد و ادعاها و مدارك ارائه شده كاملاً ساختگي و براي انحراف افكار عمومي تنظيم شده است.
این هیات از شاهدان کروبی، با اختصار نام برده و به نقل از مهدی کروبی اعلام کرده است که او در دیدار با اعضای هیات سه نفره گفته که اسنادی در رابطه با موضوع ترانه موسوی ندارد و او را نمیشناسد و از افراد مرتبط با ميرحسين موسوي و اعضاي كميتهاي كه او و موسوي تشكيل داده بودند، شنيده است.
ترانه موسوی بر اساس برخی گزارش ها در حوالی مسجد قبا بازداشت شده و سپس جنازه سوخته او در بیابان های اطراف قزوین پیدا شده است.
در این گزارش یکی از شاهدان کروبی، خانم س. پ ( سعیده پورآقایی)، به عنوان کسی که از سال 86 شش بار از منزل فرار کرده و هر بار مادرش برای پیدا کردن او به مراکز انتظامی مراجعه داشته معرفی شده است.
این بخش از گزارش هیات قضایی در شماره روز گذشته رونامه کیهان منتشر شده بود.
سعیده پورآقایی، دختر جوانی است که گزارش ها از بازداشت او در منزل شخصی اش به جرم گفتن الله اکبر خبر داده و رسانه ها نوشته بودند که قسمتی از جسد این زن جوان پس از ضرب و شتم و تجاوز به وسیله اسید سوزانده شده بود
هیات با رد گزارش مهدی کروبی مبنی بر تجاوز، قتل و دفن این فرد در قطعه ۳۰۲ بهشت زهرا نوشته است: مسائل مطروحه از ناحیه آقای کروبی و افراد مرتبط با آقای میرحسین موسوی در مورد این فرد به هیچ وجه صحت ندارد و آنچه که فعلاً قطعی است، عدم حضور س-پ است که مثل دفعات قبل از خانه فرار میکرده است.
الف - شین شاهد دیگر مهدی کروبی است که هیات قضایی، به ارائه 4 لوح فشرده از سوی کروبی به این هیات اشاره کرده و گفته که یکی از این لوح ها درباره الف - شین است. این هیات نوشته است: با بررسی لوح فشرده به روشني مشخص بود كه چه القائاتي به ياد شده صورت گرفته است.
این هیات، آقای داوری، سردبیر سایت سحام نیوز را که روز سه شنبه بازداشت شده است، به دست داشتن در تهیه مدارکی که به گفته این هیأت "ساختگی" است متهم کرده و گفته است آقای داوری، الف - سین را که در یکی از سی دی های ارائه شده توسط آقای کروبی ادعا می کرده به او تجاوز شده، "راهنمایی" کرده است. بر اساس این گزارش الف -ش كه مدعي هستند مفقود شده و حتي به ظاهر خانواده او هم از او اطلاعي ندارد به صورت مخفيانه با يكي از افراد مرتبط با كروبي و حزب اعتماد ملي به نام داوري كه يكي از تهيه كنندگان لوح فشرده و يكي از افراد معرفي كننده اين فرد به كروبي بود در تماس ميباشد و از ناحيه آقاي داوري راهنمايي ميگردد.
در گزارش آمده است: آقای الف-ش در هیچ یک از درگیریهای خیابانی دستگیر نشده و در هیچ یک از مراکز انتظامی و امنیتی سابقهای مبنی بر بازداشت و دستگیری ندارد و تهیه لوح فشرده نیز کاملاً با انگیزه سیاسی و البته خیلی ناشیانه تهیه شده است.
در این گزارش همچنین به اختصار به نام خانم میم - الف اشاره شده و درباره او و یک فرد دیگر که نامی از او به میان نیامده نوشته شده است که اسنادی مبنی بر تجاوز و قتل یکی از آنها به دست نیامده است.
در پایان این گزارش از موافقت رئیس قوه قضائیه برای ارسال گزارش مذکور به مرجع صالحه قضايي یاد شده و آمده است: با مباشرين و معاونين و با كساني كه در ادامه اقدامات ضد امنيتي عليه نظام پس از انتخابات دوره دهم رياست جمهوري و در راستاي ادامه همان خط و جريان با نشر اكاذيب و ايراد تهمت و افترا علاوه بر تشويش اذهان عمومي به حيثيت و اعتبار نظام و بعضي از نهادهاي نظام و همچنين موجب هتك حيثيت و حرمت بعضي از مردم شدهاند برخورد عادلانه و قاطع صورت گيرد.
علی خلفی، غلامحسین محسنی اژه ای و ابراهیم رئیسی اعضای هیات سه نفره دستگاه قضایی هستند که این گزارش را منتشر کرده اند.
+
نوشته شده در یکشنبه 22 شهریور1388ساعت 19:27 توسط قادین
|
شنبه، ۲۱ شهريور، ۱۳۸۸
به دنبال اعلام نتایج آزمون فوق لیسانس دانشگاههای دولتی در ایران آمنه قاسم پور دانشجوی روانشناسی دانشگاه تبریز و فعال دانشجویی آذربایجان که موفق به کسب رتبه لازم جهت ورود به دانشگاه شده بود از ورود به دانشگاه محروم شد.
بر اساس اخبار رسیده از تبریز آمنه قاسم پور دانشجوی ورودی ۸۳ رشته روانشناسی دانشگاه تبریز و رتبه ۳۶ کنکور علوم تربیتی در سال ۸۸ ٬ علیرغم کسب رتبه لازم جهت قبولی در این رشته در دانشگاههای انتخابی، مردود اعلام شده است. بدنبال پیگیریهای نزدیکان این فعال آذربایجانی از سازمان سنجش آموزش کشور مسئولین اعلام کرده اند که وی فاقد صلاحیت عمومی جهت ادامه تحصیل در دانشگاه است.
قاسم پور فعال دانشجویی آذربایجان در دانشگاه تبریز و عضو کانون آذربایجان شناسی این دانشگاه است.
پیش از این و بدنبال اعلام نتایج کنکور سال ۸۸ ، بهزاد جدی، شهرام شوقی، ابراهیم شهبازی و نوید محمدی از فعالین دانشجویی آذربایجان نیز از ادامه تحصیل محروم شده بودند.
+
نوشته شده در یکشنبه 22 شهریور1388ساعت 19:21 توسط قادین
|
لیلا صحت از فعالان کمپین یک میلیون امضا درتبریز و عضو ستاد زنان مهندس موسوی در آذربایجان که در آزمون مقطع کارشناسی ارشد آزاد 88 رشته جامعه شناسی شرکت کرده بود از ادامه تحصیل محروم شد.
همچنین لیلا صحت از موسسین وعضو هیات مدیره انجمن علمی فراسو می باشد که هدف اصلی فعالیت های آن انجام مطالعات و برگزاری کار گاه های آموزشی با موضوعات مرتبط در حوزه زنان است.
وی در یادداشتی که در وبلاگ خود نوشته است با اشاره به افزایش انواع تهدیدات و اعمال فشارها و برخوردهای غیر انسانی صورت گرفته بعد از انتخابات در قبال منتقدین، معتقد است اعمال محرومیت ها، زندان، شکنجه و... در حق شهروندان ، جزو عادت های معمولی دولت فعلی شده است که بی هیچ ملاحظه ای در قبال منتقدین اعمال میکند و اراده ای در درون حاکمیت مایل به کنترل آن نیست و امیدی به دست یابی حقوق از دست رفته از این طریق وجود ندارد . دولتی که کار اصلی آن درسرک کشیدن به زندگی خصوصی شهروندانش خلاصه شده است به محض بدست آرودن فرصتی با این رفتار های غیر اخلاقی دست به تصویه حساب با مخالفان خود می زند ومحروم شدن از حق از تحصیل خود را با توجه به رویداد های بعد از انتخابات دور از انتظار نمی داند.
+
نوشته شده در شنبه 21 شهریور1388ساعت 0:45 توسط قادین
|

فرانسوا پولن دولابار (1647-1723) ترجمه هما مداح
(تصویر: دختر شیرفروش اثر یوهانس وورمر 1660)
مقدمه: در دوران اولیه اروپای مدرن، هم زنان و هم مردان در بحث های مربوط
به "مساله زن" شرکت داشتند. اغلب مردان عالم زن را جنس فرودست به لحاظ
بدنی و عقلی می دانستند که به وسیله خداوند و طبیعت به انجام وظایف زنانه
گماشته شده بود. نویسنده فرانسوی، فرانسوا پولن دولابار این سنت را زیر
پای گذاشت و منکر این اصل شد که جنس یک فرد تعیین کننده ظرفیت یادگیری
اوست. دولابار که شدیدا تحت تاثیر آرای عقل گرایانه فیلسوف علم، رنه
دکارت، قرار داشت، دکترینهای کاتولیک را زیر سوال برد و در جستجوی تبیین
هایی منطقی برای توضیح شرایط زنان برآمد. او مانند کریستین دوپیزان اعتقاد
داشت که سنت های اجتماعی، و نه ظرفیت ذاتی، مانع از رشد فکری زنان می
شوند. چون مغز " فاقد جنس است"، زنان هم مانند مردان از حق یادگیری و
پیگیری مطالعات علمی و ادبی، برخوردارند. دولابار در طی دهه 1670 و در
حالی که برای دستیابی به مقام کشیشی مطالعه می کرد، سه مقاله در مورد
برابری دو جنس و تحصیلات زنان نوشت. او بعدها از عدم مدارای کاتولیکی
دلزده شد و به ژنو نقل مکان کرد. در آنجا به کالوینیسم گروید، ازدواج کرد
و صاحب دو فرزند شد. عقاید او که در زمان حیاتش از محبوبیت چندانی
برخوردار نبود، در قرن بیستم و به واسطه این گفته نظریه پرداز فمینیست،
سیمون دوبوار، احیا شد که بیولوژی سرنوشت نیست.
درباره برابری دو جنس
به آسانی می توانیم ببینیم که تفاوت میان دو جنس محدود به بدن است، چون
بدن تنها بخشی است که در تولیدمثل به کار می رود. اما ذهن چون عمدتاٌ
رضایت خود { از امری} را اعلام می دارد و این کار را در مورد همۀ افراد به
یک شکل انجام می دهد، می توانیم نتیجه بگیریم که فاقد جنس است.
ذهن، که به شکلی مستقل عمل می کند در تمامی انسانها برابر و دارای ماهیتی
مشابه است و قادر به هر نوع تفکری می باشد. برای درک مفاهیم کوچک همانقدر
فکر لازم است که برای درک مفاهیم بزرگ؛ برای تفکر در مورد یک کرم همانقدر
فکر لازم است که برای تفکر در مورد یک فیل. هر کس که ماهیت نور و گرمای یک
شعله را درک کند، ماهیت خورشید را نیز درک می کند.زمانی که فردی به تفکر
در مورد مسائل ذهنی عادت کند، به اندازۀ اشیا مادی که از طریق حواس شناخته
می شوند، درکی روشن از آنها خواهد داشت. تفاوت میان مغز یک مرد بی نزاکت و
نادان و مردی فرهیخته و روشنفکر، مشابه تفاوت ذهن یک فرد در ده سالگی و
چهل سالگی است. بنابراین به نظر می رسد که تفاوت بیشتری بین ذهن دو جنس
{مرد و زن} نیز وجود ندارد، می توانیم بگوییم که این تفاوت ربطی به جنس
ندارد. بیشتر از بدن، مشخصا تحصیلات، مراعات مذهبی و تاثیرات محیطی ما،
دلائل طبیعی و قابل درک برای همه تفاوت های موجود میان انسان ها هستند.
خداوند خود ذهن یک زن را همانند ذهن یک مرد و بر طبق قوانینی مشابه به
بدن او متصل ساخته است. احساسات، امیال و اراده پاسدار این وحدت هستند و
از آنجا که کارکرد ذهن در دو جنس تفاوتی با هم ندارد، ذهن در هر دو جنس از
توانایی هایی واحد برخوردار است.
این موضوع آشکار تر می شود اگر سر را در نظر بگیریم که تنها اندام دانش و
تنها مکان کارکرد ذهن است. جدیدترین تحقیق آناتومیک نشان می دهد که در این
مورد هیچ تفاوتی میان زن و مرد وجود ندارد؛ مغز یک زن درست عین مغز ماست.
ادراکات حسی به شیوه ای مشابه در آنجا دریافت و جمع می شوند و ذخیره آنان
برای {تشکیل} تخیل و حافظه هیچ تفاوتی ندارد. زنان مانند ما با گوش هایشان
می شنوند، با چشم هایشان می بینند و با زبان هایشان می چشند. در صورت بندی
اندام ها در میان دو جنس هیچ تفاوتی وجود ندارد جر اینکه زن ها معمولاٌ
حساس ترند که نوعی برتری است. ابژه های بیرونی به یک شکل بر آنان تاثیر می
گذارند: نور از طریق چشم ها، صدا از طریق گوش ها. بنابراین چه کسی آنان را
منع می کند از اینکه عهده دارد مطالعه خویشتن و بررسی ماهیت ذهن شوند، از
اینکه در مورد انواع مختلف تفکر و نحوه برانگیخته شدن آنها بوسیله حرکتهای
بدنی خاصی سوال کنند، از اینکه به بررسی عقاید طبیعی خود در مورد خدا
بپردازند و به امور معنوی توجه کنند، از اینکه به تفکرات خود ترتیبی
ببخشند و علومی را درک کنند که ما متافیزیک می نامیم؟
از آنجا که آنان نیز صاحب چشم و دست هستند، آیا نمی توانند خود به تشریح
پیکر انسان بپردازند، یا به تماشای دیگران در هنگام تشریح بنشینند؟ به این
ترتیب آنان تقارن و ساختار اعضای بدن را مشاهده می نمایند و متوجه
تفاوتهای اعضای مختلف بدن و روابط آنها با یکدیگر، ترکیب آنها ، حرکات و
کارکردهای آنان و تغییرات ممکن در آنان، می شوند.چنین مشاهده ای می تواند
آنان را قادر سازد تا راه های نگهداری این اعضا در وضعیتی سالم و راه های
برگرداندن آنها به وضعیت اولیه در صورت بروز تغییر را بیابند. برای این
کار تنها کافی است آنها ماهیت بدن های دیگری را که با بدن های خودشان در
کنش متقابل است، بشناسند و خصوصیات و هر چیزی که آنان را قادر می سازد اثر
خوب یا بدی بر بدن داشته باشند، را کشف کنند . این چیزها با استفاده از
حواس فرد و تجربیات مختلفی که فرد توسط این حواس کسب می کند، آموخته می
شوند و از آنجا که زنان کاملا قادر به انجام هر دو کار هستند، آنها نیز می
توانند مانند ما فیزیک و پزشکی بیاموزند...
در مورد زنان ما، ما پس از رهنمودهایی مفصل علیه آنان، به جلوگیری از
دسترسی آنان به علوم و خدمات اجتماعی نیز بسنده نکرده ایم، بلکه جلوتر
رفته ایم و تصور کرده ایم که محرومیت آنان مبتنی بر ضعف های طبیعی است.
هیچ چیز تخیلی تر از این عقیده نیست، چرا که چه به علوم نگاه کنیم و چه
به قوای ذهنی ای که برای درک علوم از آنها استفاده می کنیم، در هر دوی
آنان دو جنس با یکدیگر برابرند. یک راه و فقط یک راه برای ورود حقیقت،
خوراک ذهن، به ذهن وجود دارد، همانطور که تنها یک راه برای ورود غذا به
انواع شکم برای تغذیه بدن وجود دارد. به لحاظ جنبه های مختلفی از ذهن که
آن را کمتر یا بیشتر مستعد یادگیری علوم می سازند، چنانچه صادقانه به
حقایق بنگریم، ناچاریم قبول کنیم که همه مزیت ها از آن زنان است.
ما نمی توانیم مشاجره کنیم که مردانی که از درشت تر و سنگین ترند، احمق
ترند و بالعکس افراد کوچک تر و حساس تر، باهوش ترند. تجربه من وسیع تر و
یکسان تر از آن است که مجبور به یافتن دلائل بیشتر باشم. بنابراین، جنس
زیبا، حالت لطیف تری از خود ماست، زنان باید اطمینان داشته باشند که
چنانچه به یادگیری بپردازند، با ما برابر هستند.
پیش بینی می کنم که بسیاری از افراد تصور خواهند کرد من زیاده روی کرده ام
و با عقاید من موافق نخواهند بود. نمی توانم در این مورد کاری انجام دهم.
ما عمیقا فکر می کنیم که شرافت جنس ما مبتنی بر اول بودن در هر چیزی است،
در حالیکه من باور دارم برای تحقق عدالت باید حقوق هر دو جنس احقاق شود.
همانا، همه ما، اعم از زن یا مرد، دارای حق برابری در مورد {کشف} حقیقت
هستیم چون ذهن همه ما به شکلی برابر قادر به درک آن است، و چون هر دوی ما
عکس العمل های مشابهی نسبت به ابژه هایی که بر بدن مان تاثیر می گذارند،
نشان می دهیم. این حق {برخورداری} از دانش یکسان که بوسیله طبیعت به همه
ما عطا شده، از این واقعیت سرچشمه می گیرد که همه ما به شکل یکسان به آن
نیاز داریم. هیچ کس نیست که در آرزوی سعادت خویش- هدف تمام اعمال ما-
نباشد. هیچ کس نمی تواند بدون دانش آشکار و ممتاز به سعادت دست یابد.
همانطور که عیسی مسیح و سنت پل ما را امیدوار ساخته اند، این دانش همان
چیزی است که سعادت ما را در زندگی اخروی مقدور می سازد...
بنابراین نباید امروزه ارزش زیادی برای اظهارات رایجی که از تفاوت وضعیت
دو جنس سرچشمه می گیرند، قائل باشیم. اگر بخواهیم مردی را به خاطر فقدان
شجاعت، قدرت تشخیص و ثبات مسخره کنیم، او را زن صفت می نامیم، مثل اینکه
می خواهیم بگوییم که به اندازۀ یک زن ضعیف و ناتوان است. از طرفی دیگر اگر
بخواهیم زنی صاحب شجاعت، قدرت یا هوش فوق العاده را تحسین کنیم، می گوییم
که مردانه است. این اظهارات که بسیار تملق آمیزند هیچ ارتباطی به عقاید
متعالی ما در مورد انسان ها ندارند، چون ما باور نداریم که آنها تقریب
درستی از حقیقت باشند و حقیقت کذایی آنان به شکلی کورکورانه مبتنی بر
طبیعت یا سنت است، بنابراین این اظهارات به کل شرطی و قراردادی اند. پیوند
تقوا،ملایمت و صداقت با زنان به اندازه ای عمیق است که اگر جنس آنان در
چنین وضعیت بی ارزشی نگه داشته نشده بود، هر مردی را به خاطر داشتن این
صفات در حدی فوق العاده تحسین می کردیم و می گفتیم "او یک زن است"، البته
اگر مردان تمایلی به قبول این نوع از زبان در گفتارشان داشته باشند.
به خاطر همه این ها، مردان نباید برای تمایز متوسل به قدرت فیزیکی شوند،
وگر نه حیوانات از ما برترند و قوی ترین ما، برترین ماست. تجربه به ما
نشان داده است که نیروهای حیوانی، انسان را برای هر کاری جر کارهای بدنی،
نامناسب می سازند، در حالی که افرادی که از قدرت بدنی کمتری برخوردارند،
معمولا باهوشترند. شایسته ترین فلاسفه و بزرگترین شاهزاده ها معمولاٌ
بسیار حساس و نازک بین بوده اند، و بزرگترین کاپیتان ها از نبرد با
سربازان بیچاره، لذت نمی برده اند. و کافی است کسی به یک دادگاه سر بزند
تا ببیند که بزرگترین قضات در پی چشم و هم چشمی با قدرت دربانان دون پایه
نیستند.
بنابراین این میزان تاکید بر ساختار بدن برای توجیه تفاوتهای میان دو جنس منطقی نیست، چون تفاوتهای ذهنی بسیار مهم ترند.
پایگاه اطلاع رسانی انسان شناسی جنسیت
+
نوشته شده در پنجشنبه 12 شهریور1388ساعت 22:25 توسط قادین
|
تغییر برای برابری - جنبش اخیر مردم ایران و تحولات سیاسی و پرشتاب این ماه ها عملا گروه های کارگری ، زنان ، قومیتی ، دانشجویی و ... را در معرض برخی پرسش های بنیادین قرار داده است : رابطه ی مطالبات صنفی ، فرهنگی ، جنسیتی ، هویتی و... با جنبش مردمی اخیر چیست ؟ آیا این گروه ها با پافشاری بر مطالبات خود ، باید در موقعیتی هویت جویانه نسبت به جنبش واقع شوند ؟ و از همه مهم تر آیا تاکید بر «پرهیز از رویکرد سیاسی» که تاکنون شعار بسیاری از این گروه ها و به ویژه کمپین یک میلیون امضا بوده است در شرایط فعلی هم قابل دفاع است ؟
حضور پررنگ و مسلط زنان در جنبش اخیر و نقش آفرینی خلاقانه و چشم گیرشان به لحاظ کمی و کیفی عملا ناشی از آن است که از آغاز جنبش تا کنون زنان به عنوان «انسان های برابر» در آن دست به کنش سیاسی زده اند . زنان در این جنبش مردمی ، با پرهیز از مطالبه مداری و مطالبه گرایی هویتی و جنسیتی و با درنوردیدن مرزهای هراس ملی از قوه قهریه ی دولت ، در تقابل آشکار با آن واقع شده و به اعمال خود آگاه حق شهروندی خود پرداختند .
در این میان اما گروه های متنوع جنبش زنان که می توان آن را جدی ترین و موثرترین جنبش اجتماعی ایران پیش از انتخابات خرداد 88 ارزیابی کرد ، هم چنان به اتخاذ مواضع غیر سیاسی و جنسیتی اصرار دارند که اصطکاک این رویکرد با اهداف جنبش مردمی اخیر در ماجرای معرفی سه کاندیدای زن کابینه ، به طور جدی خود را نمایان ساخت . پس از معرفی آجرلو ، دستجردی و کشاورز به عنوان کاندیداهای وزارت ، فعالان جنبش زنان با تحلیل موضوع و نقد آن از دریچه ی مطالبات جنسیتی و هویت جویانه ، هرچند عملا آن را فاقد اثر ارزیابی کردند ، اما به ندرت موضوع را از منظر عدم مشروعیت دولت و عدم وجاهت هرگونه انتصاب و انتخاب در آن که مورد تاکید جنبش اخیر بود ، نگریستند . فعالان جنبش زنان تنها سوابق «ضد زنان» زنان معرفی شده را مورد نقد قرار داده و یا حضور آن ها را به دلیل نزدیکی فکری و سیاسی به احمدی نژاد نقض غرض مطالبات جنبش زنان تلقی کردند . این در حالی ست که جنبش مردمی با اصرار بر نامشروع بودن دولت و غیر قانونی بودن تشکیل آن ، عملا در موضع تقابل با هرگونه اقدام آن قرار دارد . به این ترتیب از منظر جنبش هرچند معرفی سه کاندیدای زن برای کابینه می توانست حداقل به عنوان امری هنجارشکن در عرف مسلط جمهوری اسلامی به نظر برسد اما دولت غیرقانونی حتی اگر شیرین عبادی یا پروین اردلان را نیز به عنوان وزیر معرفی می کرد ، باز هم غیرقانونی بود و هم چنان در تقابل با جنبش واقع می شد .
در واقع جنبش زنان موضوع کاندیداهای زن کابینه را از بستر جنبش اخیر مورد نقد قرار نداد وگرنه به طور مثال می توانست در اقدامی هماهنگ اعلام کند حتی اگر همه ی وزرای کابینه از میان زنان و حتی از میان فعالان کمپین نیز معرفی می شد ، نه تنها در ماهیت نامشروع و غیر قانونی دولت (از دید جنبش مردمی اخیر) تغییری به وجود نمی آمد ، بلکه نوع مواجهه با آن نیز هم چنان رادیکال و نامشروط باقی می ماند . در این صورت جنبش زنان با این پرسش مواجه نمی شد که اگر چهار سال پیش احمدی نژاد همین زنان را به عنوان کاندیداهای وزارت معرفی می کرد ، انتقادها جز همین هایی بود که امروز مطرح شد؟ پس جنبش مردمی در جریان ، در کدام کنج معادله مستقر می شود ؟
به نظر می رسد آبشخور چنین واکنش هایی را باید در اصرار به عدم اتخاذ رویکرد سیاسی جنبش زنان و تلاش برای مطالبه محورانه و هویت جویانه بودن آن جست که بی تردید در سال های گذشته بسیار مفید و موثر بوده است اما عدم انطباق آن با جریان جنبش اخیر حداقل در زمینه ی فراجنسیتی بودن آشکار است .
به این ترتیب جنبش زنان اصولا از رویکرد سیاسی اجتناب می کند در حالی که عملا جنبش مردمی بر مبنای آن درجریان است ؛ به دیگر سخن شاید جنبش زنان برای ورود به ماهیت سیاسی جنبش مردمی باید مدعای نامشروع بودن دولت و کلیه ی اقدامات آن را به عنوان اولویت نسبت به مطالبات جنسیتی بپذیرد . چرا که تا امروز علی رغم حضور موثر و رادیکال اعضا آن ، عملا تعریف ماهوی و خودبسنده ای در جنبش مردمی اخیر نیافته است . این امر در صورت استمرار می تواند امکان ابتلای جنبش زنان به عارضه ی دوری از مردم و مرزبندی با جنبش را افزایش داده و نتایج سال ها فعالیت قدرتمندانه و بی وقفه اش را در معرض ریزش قرار دهد
واقعیت آن است یکی از مهم ترین و درخشان ترین ویژگی های جنبش زنان و بالاخص کمپین یک میلیون امضا ساختار افقی موفق آن بوده است که عملا مناسب ترین موضع انطباق با جنبش مردمی اخیر نیز همین نقطه است . جنبش زنان برای حفظ این ساختار افقی هزینه های سنگینی پرداخته و امروز در صورت عدم پرهیز از رویکرد سیاسی می تواند در کنار گروه های دیگر بدون حذف و اعوجاج اهداف تکوینی اش ، بر بستر جنبش مردمی جاری شود و از ساختار موفق افقی خود الگویی مستقر و موثر برای جنبش بسازد .
فراموش نکنیم یکی از موثرترین دلایل حضور گسترده ی زنان در این جنبش مردمی ، علاوه بر انباشت مطالبات و مدار فزاینده ی فشارها ومحرومیت های آنان ، ایجاد بافت و زمینه ی مناسب رشد آگاهی در سال های گذشته توسط جنبش زنان بوده است.
+
نوشته شده در چهارشنبه 11 شهریور1388ساعت 16:26 توسط قادین
|
رادیو زمانه - الهام امینزاده، تهمینه دانیالی و فاطمه بداغی سه نامزد مورد نظر محمود احمدینژاد برای ریاست مرکز امور زنان و خانواده هستند.
به گزارش خبرگزاری ایلنا پس از ترک ریاست این مرکز از سوی زهره طبیبزاده، زهرا سجادی، معاون آموزش و پرورش این مرکز به طور موقت مسئولیت این نهاد را بر عهده گرفتهاست.
زهره طبیبزاده پس از اینکه محمود احمدینژاد در مصاحبه تلویزیونی خود اعلام کرد که ریاست مرکز امور زنان و خانواده را تغییر خواهد داد، این مرکز را ترک کرد.
تهمینه دانیالی: وظیفه اصلی زنان ایفای نقش همسری و مادری است و برابری جنسیتی معنایی ندارد
از سوی دیگر، گفته میشود آقای احمدینژاد در نظر دارد در صورت رأی نیاوردن وزیران زن پیشنهادی به مجلس، یکی از آنها را به عنوان رئیس مرکز امور زنان و خانواده معرفی کند.
الهام امینزاده، عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس هفتم به ایلنا گفته است که پیشنهاد ریاست این مرکز به او داده شده و آقای احمدینژاد از وی خواستهاست تا برنامههای خود را ارائه کند.
وی اعلام کردهاست برای پذیرش این پست تردید دارد و ترجیح میدهد در حوزه تخصصی خود که مسائل بینالمللی است فعالیت داشتهباشد.
«برابری جنسیتی معنایی ندارد»
تهمینه دانیالی، مدیر کل دفتر امور زنان روستایی و عشایری نیز نامزدی خود برای ریاست مرکز زنان را تأئید کردهاست. وی میگوید که برنامهاش را به محمود احمدینژاد ارائه کرده و منتظر پاسخ وی است.
خانم دانیالی اولین اقدام خود را اصلاح ساختار این مرکز عنوان کرده و گفتهاست: «ما باید سعی کنیم ظرفیت زنان جامعه اسلامی را بشناسیم و از آنها در جایگاه خود استفاده کنیم.»
وی عقیده دارد که وظیفه اصلی زنان ایفای نقش همسری و مادری است و برابری جنسیتی معنایی ندارد.
فاطمه بداغی، کارشناس قوه قضائیه و نماینده قوه قضائیه در شورای فرهنگی اجتمامی زنان دیگر کاندیدای نشستن بر کرسی ریاست مرکز امور زنان و خانواده نیز با تأئید این موضوع گفتهاست که از وی تقاضایی مبنی بر ارائه برنامه نشدهاست.
زهره طبیبزاده اسفند ماه ۱۳۸۴ پس از استعفای نسرین سلطانخواه، به ریاست این مرکز منصوب شد. مرکز امور زنان زیر نظر ریاست جمهوری فعالیت میکند و رئیس آن در جلسات کابینه حضور دارد.
+
نوشته شده در یکشنبه 8 شهریور1388ساعت 0:20 توسط قادین
|

معرفی فیلم:
کارگردان: استفن دالدری
تهیه کننده: مارک هوفام
نویسنده: مایکل کانینگام
فیلمنامه نویس: دیوید هیر
مدت زمان:114 دقیقه
زبان: انگلیسی
بودجه:25 میلیون دلار
ساعتها نام فیلمی است که بر اساس فیلمنامه ای از "دیوید هیر" بر رمان مایکل کانینگام ( توسط کمپانی پارامونت پیکچروز میرا مکس ) در سال 2002 با کارگردانی استفن دالدری وبا هنر مندی نیکول کیدمن,جولین مور و مریل استریپ ساخته شد.
داستان فیلم در باره ی سه زن و تاثیر یک رمان به نام" خانم دالوی" بر زندگی آنهاست.که هر یک از شخصیتهای فیلم با خواندن این رمان به نحوی درگیر با خودکشی میشوند.
این فیلم روایتگر یک روز از زندگی سه زن در سه مکان و سه زمان مختلف است: ویرجینیا وولف نویسنده ی پر آوازه ی معاصر واز اسطوره های فیمینیسم(با بازی نیکول کیدمن)، که در سال 1925 در فضای آکنده از اضطرابها و تضادهای درونی (مشکلات روانی که پزشکان به دلیل آن وی را از سکونت در لندن منع کرده بودند.)، در حال تحریر رمان "خانم دالوی"است. لورا براون (با هنرمندی جولین مور) زنی خانه دار که در سال1951در حال خواندن رمان "خانم دالوی" است, لورا شوهری مهربان و وظیفه شناس وپسری آرام و دوست داشتنی دارد... . کلاریسا ووان (با بازی مریل استریپ) در سال 2001, زنی همجنسگرا است که در نیویورک زندگی می کند و قرار است به مانند "خانم دالوی" ترتیب یک میهمانی را(برای بزرگداشت دوست خود که مبتلا به بیماری ایدز است...) بدهد...
برای چه کسی زنده بودن و زندگی کردن ... خود یا دیگران...؟؟ پیام محوری فیلم است که در قالبی فیمینیستی مطرح میشود و فیلم در صدد آن است که در خلال دیالوگها و حالات شخصیتها به این سوال پاسخ دهد. پرداختن افراطی به شخصیتهای زنان فیلم و وجود شخصیتی مانند ویرجینیا وولف باعث ایجاد یک چنین قالب فیمینیستی در فیلم شده است. بازی حرفه ای بازیگران فیلم به خصوص نیکل کیدمن با آن گریم سنگین جذابیت فیلم را برای بیننده دو چندان می کند.
نقشها:
- نیکول کیدمن در نقش ویرجینیا وولف
- جولین مور در نقش لورا براون
- مریل استریپ در نقش کلاریسا ووان
- اد هریس در نقش ریچارد براون
-جان سی ریلی در نقش دان براون
جوایز:
- اعطای جایزه ی اسکار بهترین بازیگر نقش اول زن به نیکول کیدمن
- نامزد اسکار بازیگر مکمل مرد برای اد هریس و بازیگر مکمل زن برای جولین مور
- نامزد اسکار بهترین کارگردان برای استفن دالدری و بهترین فیلم نامه برای دیوید هیر...
- ...
+
نوشته شده در جمعه 6 شهریور1388ساعت 1:9 توسط قادین
|

ویرجینیا وولف (۲۵ ژانویه ۱۸۸۲ - ۲۸ مارس ۱۹۴۱)، بانوی نویسندهٔ انگلیسی بود که آثار برجستهای چون به سوی فانوس دریایی ، خانم دالووی و اتاقی از آن خود بهرشته تحریر درآوردهاست.
زندگی
او در آدلين ويرجينيا استفن لندن بهدنیا آمد و مادرش را وقتی سهساله بود از دست داد . پدرش ، لسلی استفن ، منتقد برجسته آثار ادبی عصر ویکتوریا و از فیلسوفان مشهور لاادریگرا بود . ویرجینیا از کتابخانه غنی پدر بهره بسیاری برد و از جوانی دیدگاههای ادبی خود را که متمایل به شیوههای بدیع نویسندگانی چون جیمز جویس ، هنری جیمز و مارسل پروست بود در مطبوعات بهچاپ میرساند.
ویرجینیا پس از مرگ پدرش در ۲۲ سالگی (سال ۱۹۰۴) ، بعد از آنکه توانست از زیر سلطه برادر ناتنیاش جورج داکورت آزاد شود ، استقلال تازهای را تجربه کرد . برپایی جلسات بحث دوستانه همراه خواهرش ونسا و برادرش توبی و دوستان آنها تجربه نو و روشنفکرانهای برای آنها بود . در این جلسهها سر و وضع و جنسیت افراد مهم نبود بلکه قدرت تفکر و استدلال آنها بود که اهمیت داشت . علاوه بر این ، ویرجینیا همراه خواهر و برادرش به سفر و کسب تجربه نیز میپرداخت . استقلال مالی ویرجینیا در جوانی و پیش از مشهور شدن ، از طریق ارثیه مختصر پدرش، ارثیه برادرش، توبی که در سال ۱۹۰۶ بر اثر حصبه درگذشت و ارثیه عمهاش ، کارولاین امیلیا استفن (که در کتاب اتاقی از آن خود بدان اشاره کرده است) به دست آمد.
او در سال ۱۹۱۲ با لئونارد وولف کارمند پیشین اداره دولتی سیلان و دوست قدیمی برادرش ازدواج کرد و همراه با همسرش انتشارات هوکارث را در سال ۱۹۱۷ برپا کردند انتشاراتی که آثار نویسندگان جوان و گمنام آن هنگام (از جمله کاترین منسفیلد و تی. اس. الیوت) را منتشر کرد.
طی جنگهای جهانی اول و دوم بسیاری از دوستان خود را از دست داد که باعث افسردگی شدید او شد و در نهایت در تاریخ (۲۸ مارس ۱۹۴۱) پس از اتمام آخرین رمان خود بهنام «بین دو پرده نمایش»، خسته و رنجور از وقایع جنگ جهانی دوم و تحت تأثیر روحیه حساس و شکننده خود ، با جیبهای پر از سنگ به «رودخانه اوز» در «رادمال» رفت و خود را غرق کرد.
او یکی از بنیانگذاران بنیاد بلومزبری بود.
نخستین زندگینامهنویس رسمی وولف خواهرزادهاش، کوئنتین بل است که گذشته از ویژگیهای مثبت، چهرهای نیمهاشرافی و پریشان از او ترسیم کردهاست . در دهههای ۱۹۸۰ و ۱۹۹۰ پژوهشگران مختلفی درباره وولف نوشتند و به تدریج هم تصویری واقعبینانهتر و متعادلتری از وولف به وجود آمد و هم به اهمیت سبک و فلسفه او در ادبیات و نیز نقد فمینیستی پرداخته شد. جین مارکوس از پژوهشگرانی است که درباره سبک وولف کتاب نوشته است . او وولف را سیاسی سرسخت و مبارز میداند و استدلال میکند وولف با آگاهی که به طبقه اجتماعی و تاثیر آن بر رشد فردی داشته ، نباید نخبهگرا محسوب شود.
سبک:
ویرجینیا وولف نویسنده رمانهای تجربی است که سعی در تشریح واقعیتهای درونی انسان را دارد. نظرات فمینیستی وی که از روح حساس و انتقادی او سرچشمه یافته ، در دهه ششم قرن بیستم تحولی در نظریات جنبش زنان پدید آورد . وی در نگارش از سبک سیال ذهن بهره گرفته است.
کتاب اتاقی از آن خود وولف در کلاسهای آیین نگارش پایههای مختلف تحصیلی دانشگاهی تدریس میشود. علاوه بر اهمیت شیوه نگارشی آن، این کتاب ویژگیهای نثر مدرنیستی را در مقالهنویسی وارد کرده و سبک جدیدی ایجاد کرده است . گذشته از این، اتاقی از آن خود را شکل دهنده جریان نظری فمینیستی و به طور خاص نقد ادبی فمینیستی میدانند.
رمانها:
- ۱۹۱۵ - سفر به بیرون
- ۱۹۱۹ - شب و روز
-۱۹۲۲ - اتاق جیکوب
- ۱۹۲۵ - خانم دالووی
- ۱۹۲۷ - به سوی فانوس دریایی
- ۱۹۲۸ - اورلاندو
-۱۹۳۱ - امواج
- ۱۹۳۱ - خیزابها
- ۱۹۳۳ - لاش
- ۱۹۳۷ - سالها
- ۱۹۴۱ - بین دو پرده نمایش
غیرداستانی
* ۱۹۲۹ - اتاقی از آن خود
* ۱۹۳۸ - سه گینی
+
نوشته شده در جمعه 6 شهریور1388ساعت 0:57 توسط قادین
|
+
نوشته شده در چهارشنبه 4 شهریور1388ساعت 14:28 توسط قادین
|